گیر کردن در پیست اسکی
پسری را که در عکس بالا میبینید برای اسکیت بازی وارد پیست مخصوص اسکیت شد؛ اما بعد از چند دقیقه بازی متوجه شد که دیگر نمیتواند از آن خارج شود!!!!
.......................................
دزدی ماشین برای رفتن به کلیسا
پسری 7 ساله اهل آمریکا برای رفتن به کلیسا در صبح روز یکشنبه، کلید ماشین پدرش را برداشت و خود به تنهایی راهی کلیسا شد!!
این کودک بک تابلوی ایست را رد کرده و با یک ماشین دیگر تصادفی جزئی کرد، همین مسئله باعث شد گروهی از ماموران پلیس برای متوقف کردن ماشین به دنبال او بروند.
این پسر با مشاهده پلیس به دنبال خود، از رفتن به کلیسا منصرف شده و راه خود را به سمت خانه تغییر میدهد و به محض ورود به حیاط خانه، ماشین را رها میکند و برای پنهان شدن از دست پلیس ها وارد خانه میشود!
گفتنی است پلیس ها در بین راه برای متوقف کردن این کودک هیچ موفقیتی نداشتند، سرعت ماشین این پسر در هنگام رانندگی تا مرز 64 کیلومتر بر ساعت هم رسیده بود!
همچنین بخاطر سن کم، این کودک از مجازات های قانونی مستثنا بود.
.......................................
گوش، فرشته نجات کودک چینی!
کودکی 6 ساله اهل چین بخاطر گیر کردن گوش هایش لای میله ها، از خطر سقوط از ساختمانی 8 طبقه و مرگ حتمی نجات پیدا کرد.
برای نجات این پسر، نیروهای اتش نشانی از روغن مخصوصی استفاده کردند؛ با لغزنده شدن سر و باز کردن میله ها موفق شدند او را به داخل ساختمان بکشند.
اما نکته ای عجیب در این ماجرا این بود که اصلاً این کودک چطور به آنجا رفت!!!!!
.......................................
مرکز خدمات اروژانسی یا راهنمای ریاضی؟؟؟
پسری 4 ساله به نام جانی به تلفن 119 (خدمات اروژانسی امریکا) زنگ زده و تقاضای کمک برای حل یک مسئله مشکل ریاضی میکند.
جالب اینکه مامور پشت تلفن هم او را برای حل این مسئله ریاضی راهنمایی کاملی میکند!!
.......................................
گوگل کودک سیگاری را لو داد!
سیگار کشیدن در کشورهای اروپایی ممنوعیت سنی دارد؛ از این رو در تصویر فوق که توسط دوربین های گوگل شکار شده است، کودکی مشاهده میشود که زیر سن قانونی بوده و در حال سیگار کشیدن است.
از بدشانسی، چهره دوستان غیر سیگاری اش مات است، ولی چهره او در حال سیگار کشیدن همچنان آزاد و قابل مشاهده!!
اولم اولم چون الان آپیدی
ماجرای گوشای پسره خیلی جالب بود
آره.. اولی
خوشحالم خوشت اومد
سلام مهرداد جان


ایول بابا این بچه ۴ ساله حالا با ریاضی چیکار داشته
ببین این پسر بچه هان که همش دارن آتیش میسوزنن
دستت درد نکنه همش جالب بود
سلام
منم نمیدونم...!! من ۱۹ سالمه با ریاضی کاری ندارم... چه برسه به اون!
حالا شما دخترا کاراتونو مخفیانه میکنید کسی نمیبینه دیگه!
ماها صاف و صادقیم و جلوی همه کارامونو میکنیم که اینجوری مشهور میشیم
عجب بچه ای بوده هااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
پاینده باشی
اول...
بیا آپم....
با حال بود دسته نویسندهش درد نکنه...تو که کارت شده مطلب چاپ کنی...شیطان...
چشم
چاپ کنی نه... ترجمه!
دم پسره گرم ماشین باباهرو به جیب زده
گوشاشون دقیقا از چی بوده که تونسته وزنش و تحمل کنه ادم گوش درازم باشه خوبه
این پسرا من نمیدونم احساس غرور میکنن با سیگار کشیدن
جدا بچه به اون کوچیکی چه گوشی داشتا!!!!
والا من تا حالا نکشیدم نمیدونم چه احساسی دارن!!
آپ جالبی بود...
ممنون
میگم تو کلا تو کار حوادثی





منم که بچه بودم حادثه های زیادی واسه این و اون درست کردم
خو دو سه تا از اون حادثه هارو بگو با عکس البته تا بزارم تو وبم مشهورت کنم!
با چشا درویش منتظرم
چه جالب

ولی درباره ی اون عکسه که ماله پسر بچه ای که سیگار می کشه باید بگم اینجایی که زندگی می کنم من حتی کوچتکر از اون هم دیدم که با خیال راحت سیگار می کشن و هیچ کی هیچی بهشون نمی گه.
واقعا اون صحنه ای رو که دیدم یادم نمی ره
اینجا هم کوچیکا میکشن!
بازم کشورهای اروپایی خوبی ای که دارن اینه که ممنوعیت سنی دارن و این پسر کار غیر قانونی کرده...
اینجارو من که تا الان در مورد قانونش نشنیدم!!
وبلاگت خیلی دوست داشتنیه..توی انتخاب مطلب هم بی نظیری
نظر لطف شماست دوست من!
از دانشکده علوم چه خبر؟؟
این پسر گوشیه ححیوونی چه دردی رو تحمل کرده ها!!!!!!!!
درد کشید... ولی در عوضش زنده موند!
ایول مهرداد
سه پست باحال گذاشتی یهو ترکوندی
خیلی جالب بودن
اون پسر چینی
چه دردی کشید... ولی خو زنده موند! از مرگ که بهتر بود
۴
اومدم اینجا نظرمو ببینم چی جواب دادی

شاخ درآوردم که چرا نظرم تغییر کرده
یهو دیدم سعیده یه مهمون دیگته